زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز ...

33- "غرور و تعصب" به قلم جین اوستون و ترجمه شمس الملوک مصاحب؛انتشارات جامی؛ چاپ پنجم 1383 ... این کتاب را اسفند 85 از همان کتابفروشی همیشگی آن دوران خریدم؛ یعنی درست زمانی که بیشترین خرید کتاب را داشتم و هنوز چند تایی نا خوانده باقی مانده اند و یکی همین غرور و تعصب؛ البته آن زمان بیشتر به نیت خواهر عزیزم خریده شد چون سبک و سیاق داستان با علایق آن زمان او خیلی شبیه تر بود تا من آن دوران،بگذریم ... کتاب را به تاریخ 09/11/1389 ساعت 23:30 تمام کردم و در صفحه آخرش نوشتم: < خیلی اتفاق ها در زندگی حادث می شوند که در لحظه موجب غم و حزن فراوان می گردند و آدمی دائم می پرسد خدایا چرا؟ اما غافل از آن است که این حادثه دردناک خود سرآغاز شیرینی بی پایان است ... باشد که همیشه راضی به رضایش باشیم ...> ... شخصیت پردازی کتاب بی نظیر نبود اما انصافا هر اسمی در داستان نقشی ایفا کرد و در روند قصه تاثیری هرچند ناچیز به جای گذاشت، حکایت زندگی خانواده "بنت "در "لنگبورن" با پنج دختر دم بخت است که مادرشان بشدت بدنبال یافتن دامادی در خور است و همین خاله زنک بازی هایی که امروزه در اطرافمان شاهدیم در کتاب می خوانیم و البته بسیار ظریف تر ... کشش داستان بسیار زیاد است اما به عقیده من صرفا رمان است!! ...

پی نوشت: بعد از مدتها بالاخره"آخرین وسوسه مسیح" را یافته ام، اما خواندنش باشد برای سال جدید ...

   + من ِ دروغین! - ٩:٢٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩