زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

به یاد معلم شهید ...

62-قلم توتم من است

به زمان دانشجویی پدرانمان باز می گردد،سخنرانی هایش و کتابهایش و آن شور اسلامی.برداشت یک روشن فکر از دین و بیان آن به شیوایی خاص خودش، جذبش می شدند و دین را دوباره مرور می کردند. به همان جنبه از دین می پرداخت که می باید ... اصل وجودیش؛ نه انحراف زاویه بدن حین طواف؛ به قربانی کردن گوسفند کاری نداشت تو را به فلسفه حج و اندیشیدن به خود وا می داشت ... نسل ما که دانشجو شد او نبود،کتابهایش بود و صدای ضبط شده اش،خودش در حسینه ارشاد نبود اما کتابخانه حسینه تو را وادار به خواندن از او می کرد؛ در متن اندیشه جوانان نبود اما احترامش بود ... و این نسل،این جوانان که اینک دانشجو نام دارند چه ساده و چه به سادگی به سخره می گیرند این اندیشمند را در پیامک هایشان و انگار آنقدر نادانند که به قول خود معلم شهید بدون خواندن و تفکر در مطالب همسو با جریانی شده اند که می خواهد دین را به گونه ای متحجرانه تفسیر کند و چقدر غم انگیز است که فکر کنم آینده به دست این بچه ها ساخته خواهد شد ...

   + من ِ دروغین! - ۸:٠٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٦ خرداد ۱۳٩۱

مکن در این چمنم سرزنش به خود رویی/ چنانکه پرورشم می دهند می رویم

61- گفت تلخ می نویسی،گفت اصلا شبیه آنچه می نمایانی نمی نویسی؛اما من خودم را می نویسم،چه تلخ و چه شیرین! ... من خنده هایم را به کائنات می سپارم،این اشک ها هستند که مکتوب این روزگارند. من تنهایی هایم را به اینجا می کشانم،من شادی هایم را در جمع جا می گذارم ... من دروغین یعنی همین!!!

   + من ِ دروغین! - ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩۱