زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

برای مادر پونه

123- گل پونه،نعنا پونه .. چقدر دلتنگت بودم و چه صبحی که با صدای تو بیدار شوم.این اولین بار نبود و آخرین بار هم نخواهد بود که تو مرا از خواب بیدار کنی،اما اولین بار بود که بیدارم کردی که به نزدم آیی.بهانه ماه بود اما من نیز دیده شدم.چقدر دلم پونه را میخواهد که شبیه تو باشد.تپل باشد.نمی دانم شاید شبیه عمه هایش شود و یا شبیه دایی هایش.چقدر حرف بود برای گفتن و با چه سرعتی خلاصه شدند در چند جمله.انگار مهم نبود که این همه بی خبری برای چه بوده.مهم دیدار تازه بود.نمیخواهم از دستت بدهم به تو معتادم و قبلا هم گفته ام قصد ترک ندارم... بیشتر بیا.بیشتر دیده شو.نمی خواهم فاصله ها ما را غریبه کنند.من نمی خواهم به آن کفش های کتانی بیگانه شوم...

   + من ِ دروغین! - ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳٩٢