زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

فقط باید نوشت

هر وقت بغض دارم یا هر وقت گریه دارم.نمی دونم گاهی خیلی احساس نیاز میکنم بیام اینجا و بنویسم.نمی دونم چرا شادیهام رو نمی نویسم وچرا اشکها مکتوبند؟شادی ها در فضا رها و آزادند؟ ... دلیل دلخوریها را نمی فهمم.دلیل تفاوت ها را.بودن ها را ... درست زمانی که به شوخی سنگ میزنی قورباغه جدی میمیرد و زمانی که جدی سنگ میزنم.میجهد و میرود... گاهی احساس میکنم هیچ صراطی مستقیم نیست.من خارج نمیزنم.راه ها همه بیراهه اند شاید،شایدم نه ...  پونه از مادرت هیچ خبری نیست.خیلی وقت است.چند ماه.راستش را بخواهی دلم تنگش است.شاید او بیشتر مرا میشناسد.انگار با او میتوانم خودم باشم.بدون دروغ و بگویم چه دل تنگم امروز و چه اندازه تنم بیحال است! ... چرا برای من جواب نمیدهد؟ سوالم را بی موقع میپرسم؟ یا او نمیخواهد پاسخم دهد.همیشه؟ خوبیها دیده میشوند.شک نکن.اینجا برای اشکهاست...

   + من ِ دروغین! - ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩۳

دلم

برایت فرقی میکند دلم چه میخواهد؟گوشم چه میخواهد بشنود؟نکند فقط به خودم فکر میکنم.من اشتباه کردم...خیلی زیاد.چرا کسی کمکم نمیکند اصلاح کنم؟ من به این زندگی چسبیده ام...

   + من ِ دروغین! - ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩۳