زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

تو،تو،تو

96- میخواهم کر باشم و کور،نه ببینم نه بشنوم ... سرد است،انگشتانم یخ بسته اند... تو هستی و همین بودن تو دلیل بودن من است،آب سر بالا میرود.بگذار هر جا میرود برود.بگذار همه بگویند نباید اما من یک تنه می دانم که باید! من به تو ایمان دارم تو معجزه گر زندگی منی! دروغی بزرگ که این روزها به خود میگویم و تو هم میشنوی،اما چاره ای نیست .. من عادت کرده ام که برای شادیهایم محتاط باشم و برای دیگران بی چشمداشت شادی کنم،غرق لذت شوم از خبرهای خوشی که از دیگران میرسد و در خبرهای خوش خودم بترسم از پوچ شدن از فر ریختن،از شاد نشدن دیگران ناشاد شوم... من عادت کرده ام ناخواسته باشم،ناخواسته باشم و نا خواسته باشم!  تو هم یکی مثل همه،تو هم مرا رها خواهی کرد در تنهاییم،مگر تو چه فرقی داری؟ دل بستن من از ناچاری من است اما تو هزار چاره داری ... سالها عشقت مرا اسیر میکند و تو به سادگی عبور خواهی کرد این معنای زندگی من است که عادت کرده ام به تمام نا ملایمات و احمقانه صبوری کرده ام و کوشیده ام دلی نشکند فقط خود را شکسته ام و همیشه محکوم بوده ام به غرور،به همه صفات بد! من برای آرامش سکوت کرده ام و هر توهین ریز و درشتی را شنیده ام و همه گفته اند که به آنها به واسطه من ظلم شده که من بد کرده ام و من همیشه عذر خواسته ام،همیشه خوبی خواسته ام، من به هزار مشکل روحی مبتلا،برای که چه فرقی میکند دردهایم درمانی ندارد؟

 

   + من ِ دروغین! - ۸:۳٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ دی ۱۳٩۱