زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

تا قیامت دل من گریه می خواد

106- همه جا رنگ سیاه ... فرصت موندن من خیلی کمه ... سرنوشت چشاش کوره،نمی بینه ... منو می بخشه؟اگه تف بندازه تو صورتم؟اگه درشت بارم کنه؟من که میگم حق داره،زندگی چقدر می تونست قشنگ باشه،چرا این شکلی ساختیش؟ ... من کجای این داستانم که همه فکر میکنم من می تونم ولی چرا تا این حد ناتوانم؟ تو به من قدرت صبر دادی ... من قدرت جنگ را از که بگیرم؟ ... من می خواهم بسازم نه ان ساختن که با سوختن همراه است ... من تنها کسی هستم که میتونم شرایط را درست کنم،بدون انتظار از کسی ... بدون کمکی ،بدون باور معجزه ... مشکل من است،خودم ... چقدر دارایی هایم زیاد هستند وقتی پای مشکلات به میان میایند ...  تو نمی خواهی،منتظر باش که من هم نخواهم ... ببین به کجا می رسیم ... من صبورم ... خیلی زیاد تا خود قیامت صبر میکنم، حتی بیشتر ... خستگیم بالاخره در می شود،زندگی سر می شود ...

   + من ِ دروغین! - ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱