زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

... به دور نرگس مستت سلامت را دعا گفتیم

١٣. دریا عجیب آدم رو له میکنه،تا حالا تجربه نکرده بودمش این مدلی؛ ... نه تنها سبکت نمی کنه که چنان غمی به دلت میاره که حس خفگی میکنی ... غروب دیروز کنار دریا بودم و خیره افق رو نگاه میکردم به خودم که اومدم دیدم نیم ساعت تمام بدون حرکتی ایستاده ام و دارم به هیچ فکر میکنم،دقیقا هیچ ...با این حال اگر بخواهم صادقانه اعتراف کرده باشم باید بگویم؛ زندگی شخصیم یه جورایی میزونه و می دونم داره چه اتفاقی میفته،از تصمیماتیم که تا به امروز تو زندگیم گرفته ام کاملا راضیم،یه چند هفته ای میشه که نمی دونم چرا اتفاقات اینقدر با انتظاراتم درهم شده اند که نمیدونم باز چرا ته دلم حس خوبی دارم و به نظرم نمیاد اتفاق ناگواری بیفته ...امروز هم با صدای بارون از خواب بیدار شده ام و حس میکنم همه غم ها رو همین بارون می شوره و می بره ... من عادت به خوش بینی ندارم اما دلیلی واسه بد بینی نمی بینم،من خدایی دارم که بسیار شنونده است و دلی دارم که خیلی دعاگوست و ایمانی دارم که میگه امکان نداره بی جواب بمونم و دست خالی؛ ...

 

پی نوشت 1:دوستان اینقدر خجالت زدم نکنین لطفا،من از جنبه ندارم ...

پی نوشت 2: یه آدم عزیز به من گفت که من قلم خوبی ندارم انشای خوبی دارم،شایدم راست بگه،من مطالب مفیدی نمی نویسم،زندگی خودم رو دارم مکتوب می کنم که فقط شاید خوب بنویسمشون،که اینم نیست! ... مطلب خوب نوشتن با دلمشغولی ها رو خوب نوشتن حتما خیلی فرق میکنه ...

   + من ِ دروغین! - ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ آبان ۱۳۸٧