زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

این روزهای سال 94

مانده ام که اگر توان نوشتنم نبود با این همه حرف تاب تحملی میماند؟

پونه ی زیبای من،این دفترچه مجازی تبدیل شده به حرفهای من و تو،به نوشتن من برای خودم اما خطاب به تو،که هر نوشته ای را گویا مخاطبی باید و چه کسی نزدیکتر از تو که مادرت روزگاری نه چندان نزدیک و شاید نه چندان دور محرم تمام تنهاییهایم بود و این روزها فاصله ای گرفته ایم به اندازه تمام حرفهایی که گلویم را فشار میدهد.مادرت را نمیدانم اما مرا برایش جایگزینی نیست که ما باهم،با همان کتانیهای سفید و آن حال و هوای جوانی با هم بزرگ شده ایم و چه کسی را یارای آن است که این همه سال را ادراک کند؟

این روزها پرم از احساسات ناهمگون در تلاطمم میان شور و اشک... در میان انبوهی از ندانستن و دانستن.خواستن و نخواستنهای پی در پی، تو میدانی چرا؟

بهانه پشت بهانه،شاید هم نه حقیقتیست که به گوش من نا آشناست.بی هیچ قضاوتی باید برایت بگویم اما انگار توانم نیست.

   + من ِ دروغین! - ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤