زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

 

17. ساده باش، همانقدر ساده که قلبت هست؛ رها باش، همانی باش که همیشه می خواستی، آرام،   بی دغدغه، پر از خنده، پر از امید بدون این همه فکر و توهم و وحشت ... صبر کن ... نگاه کن ... نترس! برای یکبار هم که شده نرو،نگذر؛ بمان؛ بایست؛ همین یکبار؛ این یک آغاز ... تو، فقط تو آنجا خانه میکنی، به آن ثانیه ها هم فکر کن، لحظه لحظه ها را تا لحظه مرگ ... گاهی خوب بودن چقدر بد است و گاهی سرکش بودن تا چه حد خوب ... وسعت لبخند در چشمان توست، چشمهایی که دروغ نمی گویند، چشم هایی که نگاهشان هویتشان است و نگاهی که فقط برای آن چشمان مهربان اند ... دلت را دریایی کن به دریا بزن، دریا آرام است، امن است، توفان ندارد، اگر توفانی شود ابتدا خودش را می کشد،تمام هستی اش را در هم می کوبد وجودش را نابود میکند بعد تو را اسیر، این دریا برای تو به اذن پروردگارت امن است، آرام و رام ... شک نکن! ...

 

 

   + من ِ دروغین! - ٦:٢٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٧