زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

 

٣٠- سفری به استوا! ... البته نه خیلی هم استوا، آب و هوایی گرم،مرطوب با بارش های رگباری باران و دمایی تقریبا همیشه معادل سی درجه ... با پایتتختی جدید با نام پوتراجایا؛یا همان مرکز گرما با دریاچه ای مصنوعی و پل هایی به سبک پل های نام دار جهان در اصفهان و سیدنی و ... پل شانس یا همان خوش بختی ... گنتینگ؛قمار خانه ای بر فراز ابرهای یک کشور اسلامی و درآمدی که هیچ کجا ذکر نمی شود ... برج های پتروناس (برج های دوقلو) که حقیقتا سازه ای با صلابت است و قابل تحسین ... برج kL یا همان برج میلاد خودمان  ... معابدی متعلق به هندو ها و چینی ها ... میدان استقلال ... و طبیعتی بسیار زیبا و کم نظیر ... سفر به مالزی،  هفتمین کشوری که من در آن پا گذاشتم، دیدنی و مملو از خاطره های شیرین ...

   + من ِ دروغین! - ٧:٥۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩