زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

صلاح کار کجا و من خراب کجا

40- نمی دونم کجای دنیا ایستاده ام،گنگم،هیچ سوالی توی ذهنم نیست دقیقا بدون هیچ چرایی، به خودم گفتم دروغین جان چقدر خوبه که می تونی آدم ها رو نبخشی،می تونی منتظر باشی سر یه پلی گیرشون بندازی و بگی برادر من بد کردی ،واست جوابش مهم نباشه، یه جایی که گریه نباشه، بتونی حرف بزنی و نتونه بگه ... اما اینها کافی نیست، وقتی این طرف همه چیز تا این حد غمگینه اون طرف نمی تونه خیلی جذاب باشه، نه داریوش من هنوز حوصله دارم که از دست عزیزان گله کنم، لبریز گله ام ... چقدر سخته شاهد بودن،من باور نمی کنم حتی گوش های خودم رو نمی خوام باور کنم، هیچ چیز رو نمی خوام باور کنم من هنوز می خوام همون تصویر ها زنده باشن نه این روزها ... کجای کار اشتباه بود؟شاید هیچ اشتباهی نبوده،شاید هنوز همه چیز درسته اما نه ... من نمی تونم باور کنم ... مگه قرار نبود به سمت کمال بریم؟پس این واژه ها چرا؟"چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا" .. .هر چی بیشتر فکر می کنم بیشتر یقین می کنم که گره این مشکل کور تر از حد تصور منه ... "صبر کن حافظ به سختی روز و شب/عاقبت روزی بیابی کام را "

 

   + من ِ دروغین! - ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠