زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

هنر نمی خرد ایام و غیر از اینم نیست ...

 

٢.  من متعجبم از آدمهای اطرافم ... از این همه غرور و تکبر و فخر ... از این خود بزرگ بینی و دیگران را کوچک شمردن ... من متحیرم از اینکه از خودگذشتگی و تواضع به پای خوار بودن نوشته می شود و غرور و تکبر به حساب دانستن جایگاه واقعی ... من مانده ام از این دروغ های راحت احساسی ... از این دیگرگونه جا زدن ها ... احساس تنهایی میکنم وقتی اندکند که ... بگذریم، چه سود؟! ... نه من به کیش آنها مومن میشوم و نه آنها کافر لامذهبی خود ...اما معترفم که دلم می سوزد وقتی می بینم غرور گاهی آنقدر غرقشان کرده که نمیفهمند کجا ایستاده اند تا کمی خود را بشناسند که زندگی بهتری داشته باشند ، دردناک تر آن که این جماعت اطرافیان خود ما هستند، کسانی که زندگیشان به سرنوشت ما گره خورده و این غرور فقط خانمان خودشان را خاکستر نمیکند، اگر ما را نسوزاند، شراره های آتشش آرامش زندگی ما را هم آتشین میکند ... کاش یادمان نمی رفت که همه از روح خداییم؛ به قول حافظ  " جسمی که دیده باشد کز روح آفریدند/زین خاکیان مبادا بر دامنش غباری"

 

 

 

   + من ِ دروغین! - ٦:۱٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧