زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

خوش بود گر محک تجربت آید به میان

48- عادت ندارم که بخواهم به عقب برگردم، هیچ وقت نشده که بخواهم به عقب برگردم چیزی آن قدر خراب نبوده که بخواهم درستش کنم،تصمیم به غایت غلطی نگرفته ام که بخواهم اصلاحش کنم،حرفی نزده ام که بخواهم عوضش کنم،گناه کرده ام اما توبه هم کرده ام و عجیب به خدای خودم اعتقاد دارم ... عجیب در لحظه های تنهایی خدایم را داشته ام،درست لحظه هایی که باورش سخت است ... حسم تلقین می کند که اتفاقی که دنبالش بوده ام خیلی زود حقیقت می شود، من لمسش میکنم؛همین حوالی هاست ... چقدر دلم آمین های بعد از ضالین را می خواهد ... چقدر دلم حزن مدینه را می خواهد! ... دلم گریه های حرم ابوالفضل را می خواهد ... من خدایی دارم که از رگ گردن به من نزدیک تر است و من ایمان دارم همه گره ها باز می شوند و من در آستانه طلوعی دوباره ام ... من دوباره می شوم! من خوبم اما بهتر می شوم ...

   + من ِ دروغین! - ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩٠