زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

آقام ابوالفضل

گفت:" کسی برایم دعا کرده، خیلی دعا کرده و دعاهایش در سرنوشت من تاثیر گذاشته" !!

می خندم و میگم:" نکنه توهم زدی من اون دعاگو بودم؟"

میگه: "مگه خودن نگفتی برایم خیلی دعا کردی؟" ... راست میگه برایش خیلی دعا کردم و از سر اطمینان دعا کردم، اطمینان از اجابت چون آرامشش رو خواستم و می دونم خدا صدام رو میشنوه، مخصوصا وقتی با زبان کسی دعا بشه که با آن مرتکب گناه نشده باشی و من از زبان خودم همیشه برای تو دعا می کنم،تو پاکی و معصوم. یقین دارم دعا برای تو حتما به عرش می رسد ...

گفت: "من خیلی کم خواب میبینم اما خواب دیدم شما در بهشت قدم می زنید" ... و من در آن لحظه که شما خواب میدیدید بین الحرمین را عشق می کردم، هیچ جای دنیا دلم آن قدر پر نکشید که در حرم آقا ابوالفضل به یاد مرگ گریست و گریست و گریست ...

   + من ِ دروغین! - ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠