زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

... چه توقع ز جهان گذران می داری

 

3- من همیشه کوشیده ام خودم باشم و وانمود به دیگر گونه بودن نکنم، اگر خوبم یا بد به همین شکلم؛ نمی توان با تعریف به شکل دیگری درآمد باید خواست و شد ... من فوق العاده احساساتیم، صبورم، با گذشتم، دیر عصبانی میشم اما بشدت بد عصبانی میشم  و به تعبیر خودم وابسته ام؛ ... خیلی از خصوصیاتم هست که به بوته آزمایش نرفته، اما دیگر مثل گذشته فکر نمیکنم که خیلی وابسته ام چرا که در مواجهه با مدعیان استقلال بسیار بهتر عمل کرده ام و اگر هم ضعفی بوده در کنارش ادعایی هم نبوده ... احساس میکنم در میان دروغ زندگی میکنم، آدمهایی که خود را نه آنگونه که هستند که آنسان که دوست دارند باشند تعریف می کنند و در اولین آزمایش ها و تجربه ها شکست فاصله می اندازد و به قول دوستی،چه تعبیر زیبایی هم کرد، با اشک از چشم میفتند ... نمی دانم هیچ گاه باز میگردند؟! ... نمی دانم چرا آدمها برای رسیدن به آنچه خوب می نامند زود جا می زنند ... می خواهد آن خوبی فرد باشد، عمل باشد، آرزو باشد ... نمی دانند برای رسیدن به خوبی باید کوشید و بها داد و زمین خورد و بلند شد؟! ... "گرچه وصالش نه به کوشش دهند/هر قدر ای دل که توانی بکوش" ...

 

پی نوشت1: در ادامه مطلب قبل این رو هم اضافه کنم که  شاید غرور بتونه معنای مثبتی هم داشته باشه ؛ یعنی اجازه ندی کسی تو رو مجبور به پذیرش چیزی بکنه، باید اینقدر غرور داشته باشی که سر تسلیم فرود نیاری ...

 

پی نوشت2: من برای هزارمین بار فهمیدم فن بیان چقدر مشکلات را حل میکنه و از پدید اومدن چه مشکلاتی جلوگیری میکنه، خواهش میکنم ازتون دقت کنین با کی دارین حرف میزنین و واژه ها تون رو مناسب انتخاب کنین، هیچ وقت از موضع برتر نباشیم به گمانم بهتر به خواسته دلمون میرسیم ... باز هم خود دانی!

 

 

   + من ِ دروغین! - ٦:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٥ مهر ۱۳۸٧