زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

دست از طلب ندارم

52- شاید،شایدم نه! ... داری خودت رو می کشی واسه یه سری آدم احمق خودت رو اثبات کنی،اونا هم فهمیدن،هی تو دفترت مساله می نویسن،تو خودت رویاهات رو از جلو چشمات برداشتی؛ اونا با تو فرق دارن،خواهش می کنم مثل اونا حقیر نشو ... قبول دارم گاهی این رویاهان که تو رو بازی می دن؛به نظر میاد دستت رو دراز کنی می تونی بچینیشون اما خیلی دورن؛ باشه،دور باشن،مریخ که نیستن، تو هم که از اون آدم های تنبل بیکاره نیستی، یه ذره خودت رو جمع و جور کن؛توکل کن؛ ... نه باور کن امید واهی نمی دم،چون می شناسمت می گم، دوستی ما صحبت یه روز و دو روز نیست ... می دونم هر وقت نزدیک شدی رویاهات فرار کردن اما اوضات اونقدرها هم بد نیست؛به یه چیزهایی هم رسیدی،نگو نه که میگم دروغ میگی ... آره مثلا همون ... یه بار فکن کن جای من بودی، تنها، با کلی لجن مالی،توقعات خانواده ... اینجوری نباش،جا می مونیا ... سعی کن تنیس دو نفره رو ول کنی یه نفرشو بازی کنی ...

   + من ِ دروغین! - ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱