زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

درست همین لحظه ...

54- ... تنها و آرام؛ خانه را صدای آرش پر کرده ... ذهن مرا هزار و یک صدا ... راه رفتن های ممتد،پاهایم خسته می شوند دیگر سنی از من گذشته! ... سالگرد عروسیشان را جشن گرفتیم و خندیدیم و من متفاوت بودم،خواستم که باشم و به گمانم بودم ... حالم خوب است،مسیر جدیدی را شروع کرده ام شاید کمی دیر باشد اما هنوز امیدی هست و تو چقدر خوبی که هستی ... من دوستان خوبی دارم شاید هم تظاهر باشد اما برایم امید بخش است و گاهی شرمنده می شوم ... توقع ندارم این همه لطف ... این ترانه قدیمی ... لوند و دلبرانه ... چهره ام طراوت گذشته را برای خودم ندارد و این شناسنامه مرا فریاد می زند هر چند 10 سال جوان تر نمایان می شوم اما حقیقت داستان دیگریست که تنها خودم می دانم و بس ... نمی خواهم روزانه نویس  باشم،اینجا جای خوبی برای صمیمی شدن نیست ... زمان می برد اما نتیجه اش حتما شیرین است ... نباید ایستاد حتی اگر پاهایم خسته باشند ... می خواهم رفت ...

   + من ِ دروغین! - ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ; جمعه ۱ اردیبهشت ۱۳٩۱