زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

حافظ مکن ملامت رندان که در ازل/ما را خدا ز زهد ریا بی نیاز کرد

60- وقتی به خودم فکر می کنم می بینم معمولا در تلاش بودم تا جوری رفتار کنم که کسی ناراحت نشه،همیشه کسایی که دوستشون داشتم واسم اولویتی بیشتر از خودم داشتم،منتی هم نداشتم چون کسی ازم اینو نخواسته بود؛ حالا احساس می کنم این رفتار یه دروغگویی بوده! من نذاشتم تا اونا احساس واقعی منو بدونن ... نمی دونم شاید در حق خودم هم کوتاهی کردم ... اول دبستان بودم،کاملا خاطره ای شفاف؛ امتحان ریاضی شفاهی داشتیم؛دوستم پای تخته بود؛ جواب سوال رو بلد نبود؛ معلم منو صدا زد؛ توی کوچیکیه خودم اون بدترین اتفاق بود؛ جواب سوال رو می دونستم؛ اگه پاسخ درست رو می نوشتم،دوستم ناراحت می شد، اگه نمی نوشتم و خودم بیست نمی شدم مادرم ناراحت میشد،قشنگ یادمه که پای تخته مکث کردم تا تصمیم بگیرم شادی کدوم مهم تره؛ و مادرم رو انتخاب کردم ... می خوام بگم اون روز اصلا از ذهنم نمی ره، چون آگاهانه صنم رو ناراحت کردم؛اما واقعا این طرز رفتار اشتباه نیست؟ ...

   + من ِ دروغین! - ٤:۱٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱