زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند

69-  ... زیاد خواب می بینم؛گاهی آنقدر زیاد که باورم نمیشود این همه خواب بوده باشند! ... گاهی در خواب کسی در تعقیبم بود،اما مدتهاست دیگر به دنبال من نیست، گویی توانستم فرار کنم و در گوشه امنی منزل کنم! ... گاهی خواب سقوط می دیدم،اما به گمانم دیگر به جای بلندی نمی روم همین پایین ها مانده ام تا کسی هوس هل دادنم به سرش نزند؛  ... گاهی که خواب می مانم مادرم در خواب صدایم می زند و بیدار می شوم! ... گاهی ورود ناگهانی روح به بدنم را حس می کنم و با تنگی نفس بیدار میشوم و حیران می مانم که چرا بازگشت! ...  گاهی بیداری را در خواب دیده ام و فالگیر آن روز این را فهمید؛به من گفت تو آینده را در خواب زیاد می بینی! ... چقدر دلم می خواهد لحظه مرگم را در خواب ببینم،پیش از آنکه دیر شود ...

   + من ِ دروغین! - ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳٩۱