زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

و من آن روز را انتظار می کشم

80- می پرسی که چرا تصمیم نمی گیرم، واقعا نمی بینی که چقدر در تلاشم که تصمیم بگیرم ولی هر بار درست در لحظه ای که گمان می برم اخذ تصمیم کرده ام برگه ای رو می شود و یا کسی،حرفی،حدیثی پیش می آید ... به خیالت که آسوده ام؟ ... من بزرگ شده ام؛ من پا به پای این روزها بزرگ شده ام، تو که می دانی چرا باز می پرسی... من که ثابت کرده ام، تو که میدانی ... من آن سرخوش سالهای پیش نیستم که ... من این روزها از تصور آن روزها متعجب می شوم ... وقت تلف کردن است در این خرابه ها به دنبال خوش بختی گشتن؟ بیهده است خیال کلبه ای بر سر این آوار؟ من که برج نمی خواهم بسازم، کلبه ام دریغ است؟ ... چرا کسی با من یا علی نمی گوید؟ حق دارید؛شما داخل گود مصیبتِ من نیستید که آوار چشمانتان را کور کرده باشد شما در هوای پاک نفس میکشید و بینی مرا خاک پر کرده است ... شما می دانید زندگی جای دیگری جاریست و من در هراسم که  خارج این گود حیات نیست ...

 

   + من ِ دروغین! - ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩۱