زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

روزانه نویسی

84- صبح با سرفه های زیاد بالاخره از تخت کنده شدم؛اما حس خوبی بود،انگار کل شب خوابای خوب دیده بودم،یادم نمیومد اما حسم خوب بود.به خودم رسیدم تا حس خوبم بهتر شه،کاری که کم پیش میاد صورت بگیره.از خونه زدم بیرون،از این بهتر نمیشه بارون آروم و زیبا؛فکر چتر هم حرامه، حتی اگه این سرماخوردگی منو باز به رخت خواب برگردونه... روز کاری خوبی بود،با اینکه کلی از وقتمون صرف دعوا با آژانسی شد که ازش بلیط کیش رو رزرو کرده بودیم اما بالاخره درست شد و یه مسافرت دخترونه،تجربه ای که از الان معلومه بی نظیره ... عصر خوبی نبود و انتظار دیگه ای هم نداشتم!بازم تلاش کردم و بدجوری به دیوار کوبیده شدم اما تازه فهمیدم که چقدر بزرگ شدم،یه روزی بزرگترین غصه ام عدم کنترلم بر اشکهام بود اما امروز ... خدای من،من دارم یه تصمیم بزرگ میگیرم و امروز به یقین رسیدم که تو این تقدیرو واسم می پسندی ... شکرت ...

 

 

 

   + من ِ دروغین! - ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱