زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

آیین تقوا ما نیز دانیم لیکن چه چاره با بخت گمراه

٩. ذهنم پر دغدغه ریز و درشته،پر اما و اگر و انگیزه و تلاش و انتظار؛ دلم خیلی گرفته، هوای ناب شمال شاید تکونی بهش بده؛ با این صدای قشنگ بارون ... همش دارم فکر میکنم به تفاوت آدمها،که پر از خوبی و بدین و تو همیشه میمونی آخرش خوبن یا نه ... گوش دادن به حرف پدر و مادر که نمی فهمی درست میگن یا نه ... تفاوت دیدگاه ها که نمی دونی تو درست نگاه میکنی یا نه ... حرف مردم که می دونی نمی تونی لالشون کنی ... شناخت که نمی تونی پیدا کنی ... یه پاسخ که انگار نمیگیری ... یه سکون که انگار نمی تونی تکونش بدی،نمی خواد یا نباید؟ ... یه خروار کاغذ مچاله که هی نوشتی و نتیجه نگرفتی ... پر حساب کتاب ... پر نگاه به زندگی آدمایی که اطرافت زندگی میکنن و تو می خوای بهتر باشی ... ترس و تردید که نمی دونی بیمار گونه است یا عادی ... کلی برنامه که نمی دونی به کدوم باید بیشتر برسی ... بسیار زیاد دوست که نمی دونی چرا باهاشوت دوستی ... یه عالم انتظار که نمی دونی تو چرا نداری اما ازت دارن ... کلی کوشش و بالا و پایین که معلوم نیست چرا وظیفه تلقی میشه و همش قدمهای تو که معلوم نیست چرا برداشته میشه و چرا ...  و یه دل که نمی دونی داره چه میکنه ... پر خواسته و نیاز و خواهش ... پر دعا و رمز و راز ... گوشات پر از طعنه و کنایه و تو نمی دونی داری به چی اصرار میکنی ... نمی دونی آخرش چی میشه؟ ... میگن بخت رو نمی شه عوض کرد اما ...

پی نوشت: برداشت منفی نشه چون اصلا خسته نیستم،چه روحیه بالایی دارم من!!

   + من ِ دروغین! - ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧