زندگی مکتوب من ِ دروغین


مکتوبات من دروغین، یادداشت های روزانه از زندگی من نیستند. اینجا از زندگی من دروغین خواهید خواند.

بانگ نوش شادخواران یاد باد

93- دیروز مجلس ترحیم بودم،درگذشت یه هموطن زرتشتی،تا حالا تو مراسم ختم غیر مسلمون نرفته بودم ... چقدر آرومن ... ابتدای مراسم اوستا خواندند،نمی دونم واسه اونا اوستا همونقدر گنگه که قرآن واسه ما؟ منظورم اینه که نمی دونم زبون اوستا رو می فهمیدن یا نه،اما همه ساکت نشسته بودند.خانوم ها همه روسری سفید به سر داشتند. پذیرایی چای و میکادو بود. چقدر دلم حلوا می خواست!! ... بعد یه آقایی که به نظرم روحانیشون بود حدود چهل و پنج دقیقه درباره دینشون صحبت کرد و در انتها زندگینامه مرد متوفی را گفتند که در نوع خودش کار جالبی بود. بر عکس ما که که احساس میکنیم اگه تو مجلس ختم ضجه نزنیم عیبه،اونا مصر بودن که واسه درگذشته نباید با صدای بلند گریه کرد ... خدایش بیامرزد و روحش شاد ...

 

 

 

   + من ِ دروغین! - ٧:۱٩ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩۱