هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست

76- یک لیوان چای دارچینی داغ ، با توت خشک تواضع ... یک قوری قدیمی که نقش گلدان را به خوبی ایفا می کند! ... خوزه که به پهنای صورتش به من لبخند می زند ... دیوان حافظ که اگر نباشد صبح دمیده نمی شود ... صدای فکس که دائم نوید کار می دهد،صدای پرینتر که باز هم از کار می گوید و من؛ نشسته پشت میز کاری که دوستش دارم؛ همه چیز چقدر خوب است. چه اهمیت دارد بیرون این محیط دوست داشتنی چه جنگ اعصابی در جریان است، خوشبختی در همین لحظه است ...

 

 

/ 1 نظر / 3 بازدید
farnaz

خیلی‌ مهم هست به نظرم که آدم میز کارش و کلا محیط کارش رو دوست داشته باشه. خوشحالم برات :) من قبلا فکر می‌کردم که از این حالت‌های کیوبیک خوشم میاد. اما الان میبینم که انگار هر کی‌ رفته تو سلوله خودش و اصلا با دنیای اطراف کاری نداره. این پستت باعث شد که بازم بیشتر از پیش به فکر این بیفتم که محیط کارمو دوست داشتنی کنم. دوستت دارم :*